| X Close | ||
با این روش ویندوزی را که دارای پسورد است باز کنید
تا به حال در شرایطی قرار گرفته اید که آرزو می کردید کاش می شد پسورد ویندوز را بلد بودم یا این از یاد نمی بردم؟
خوب حالا دیگه این آرزو ها را نکنید!
می دونید چرا؟
چون با این ترفند کارتون حل میشه.
هنگامی که به صفحه ی وارد کردن پسورد رسیدید.
کلید های ترکیبی Alt+Ctrl+Delete را ۲ بار پشت سر هم بفشارید تا صفحه ای جدید باز شود
حالا باید کلمه ی administrator را در قسمت بالایی تایپ کنید و دست مبارک را روی Enter بگذارید!
تمام شد!به همین راحتی به همین …
هیچ انسانی فطرتاً دروغگو نیست، بلكه دروغگویی را از محیط خود، یعنی خانواده، مدرسه، دوستان و به طوركلّی اجتماعی كه در آن زندگی میكند یاد میگیرد. این خوی ناپسند به مرور زمان تبدیل به عادت شده و گاه كل شخصیّت فرد را پوشش میدهد.

1 - چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشم های آنان به نقاط مختلف حرکت می کند.
2 - گاهی اوقات افراد، دروغی بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.
3 - وقتی از آنها سؤال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.
4 - فرد دروغگو معمولاً هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.
5 - در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.
6 - آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.
7 - آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرف های آنان را تجزیه کنید.
8 - هنگامی که سعی دارید در مورد موضوع مورد بحث از آنها سؤال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوض می کنند. حتی اگر سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.
10 - اگر می خواهید مطمئن شوید که او دروغ گفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است از او سؤال کنید تا برایتان یک داستان با مطالب متفاوت تعریف کند.
11 - اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.
12 - آدم های دروغگو معمولاً پر حرف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.
13 - افراد دروغگو معمولاً کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرف های چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.
14 - تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولاً بالاتر از حد طبیعی است.
15 - خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است
16 - آدم های دروغگو همیشه سعی می کنند حرف های زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.
فضیلت و خواص سوره فرقان

فرقان و نام دیگرش «تبارک»(1)، بیست و پنجمین سوره قرآن است كه مكی و 77 آیه دارد.
از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده است: هر كه سوره فرقان را قرائت نماید، در روز قیامت، در حالی مبعوث می شود كه به آمدن در قیامت ایمان داشته و هیچ شكی ندارد كه آنان كه در قبرند، مبعوث می شوند و بدون حسابرسی وارد بهشت می شود.(2)
امام كاظم علیه السلام نیز در این باره فرمودند: قرائت سوره فرقان را رها مكن، زیرا هر كس سوره فرقان را در را در شب تلاوت كند، خداوند هیچ وقت او را عذاب نمی كند و از او حسابرسی نمی كند و او را در فردوس اعلی منزل دهد.(3)
از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده كه : هر كس این سوره را شب یا روز بخواند خانواده اش هرگز گرد فجور نگردند و چون بمیرد 70 هزار ملک او را همراهی كنند و اینها همه جهت او را دعا و استغفار كند تا او را در قبر نهند.(4)
آثار و بركات سوره
1) آسان شدن امر ازدواج
اگر فرد مجردی دوست دارد كه ازدواج كند سه روز روزه بگیرد و در هر شب آن پیش از رفتن به رختخواب 21 بار آیات 74 -76 سوره فرقان را بخواند و از خداوند بخواهد تا خواسته اش را برآورده سازد خداوند امر ازدواج او را آسان میكند.(5)
2) درمان تنگی نفس
به جهت تنگی نفس (آسم یا آلرژی) آیه 11 سوره فرقان را بخواند.(6)
بیماری های قلبی؛ اولین قاتل ایرانیان
بر اساس آخرین بررسی وزارت بهداشت، 9/43 درصد مردم اضافه وزن، 1/16 درصد فشارخون بالا دارند و 9/38 درصد مردم نیز فعالیت بدنی مناسبی ندارند...
این آمار بیانگر افزایش بیماری های غیرواگیر به ویژه بیماری های قلبی و عروقی در آینده است و این در حالی است که 80 درصد این بیماری های قابل پیشگیری هستند. به همین بهانه، سلامت گفتگویی داشته است با دکتر حسن آقاجانی، فوق تخصص بالون آنژیوپلاستی قلب، استادیار دانشگاه علوم پزشکی تهران و مشاور وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
هرساله روز جهانی قلب ارایه گر پیامی خاص است. در حال حاضر 2 سال متوالی است که شعار روز جهانی قلب بر سلامت قلب کارکنان تاکید دارد. دلیل این امر چیست؟
از سال 2000 آخرین یکشنبه ماه سپتامبر به عنوان روز جهانی قلب اعلام می شود. هر ساله به منظور افزایش آگاهی مردم و تأکید بر اهمیت شیوه زندگی صحیح یک شعار در نظر گرفته می شود. سال گذشته شعار روز جهانی قلب، سلامت قلب در محیط کار بود که بر نقش کارفرمایان بر سلامت قلب کارکنان تاکید داشت و بیشتر این موضوع مدنظر بود که کارفرمایان، شرایطی را در محیط کار فراهم کنند که به سلامت کارکنان کمک کنند. اما شعار امسال "من در محیط کار مراقب قلب خود هستم" بر نقش خود افراد در سلامت قلب شان تاکید دارد. به این دلیل که یکی از گروه های در معرض خطر در مورد بیماری های قلبی و عروقی شاغلان هستند و زندگی شهرنشینی سبب شده که افراد بیش از نیمی از عمر خود را در محل کارشان بگذرانند. علاوه بر این افراد باید مراقب سلامت قلب خود در محیط کار باشند. به عنوان نمونه استرس های شغلی، بی تحرکی، غذاهای آماده و فست فودها شرایط را برای ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی فراهم می کنند.
آیا در کشور ما آمارها، افزایش ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی را بین شاغلان نشان می دهد؟
آخرین بررسی هایی که در وزارت بهداشت در سال 88 انجام شد و 30 استان را مورد مطالعه قرار داد، نشان می دهد که این آمار میزان بروز بیماری های قلبی و عروقی و عوامل خطر را در کل افراد بین 15 تا 64 سال سنجیده است و نمی توان آمار مشخصی برای بروز بیماری های قلبی و عروقی در شاغلان بیان کرد. اما نکته قابل توجه آن است که تقریبا نیمی از مرگ های ناشی از بیماری های مزمن در دوران بهره وری افراد و در سنین کمتر از سن امید به زندگی یعنی سن 15 تا 69 سال اتفاق می افتد و میزان توانایی و کارایی آن ها را کم می کند بنابراین صدمه های جبران ناپذیری را به اقتصاد جامعه خواهد زد.

مهم ترین عامل ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی در کشور ما چیست؟
بر اساس این پیمایش که مهم ترین عوامل خطر را در بروز بیماری های قلبی و عروقی بررسی کرده است، 1/16درصد مردم فشارخون بالا و 9/43 درصد اضافه وزن دارند، 9/38 درصد نیز فعالیت بدنی کافی ندارند و همچنین 8/10 درصد از افراد دخانیات مصرف می کنند. علاوه بر این مصرف میوه و سبزی ها نیز در کشور ما در حد مطلوبی نیست. عوامل خطر بیماری های غیرواگیر عموما با هم در نظر گرفته می شوند و همه این عوامل سبب بروز یا افزایش بیماری های قلبی و عروقی خواهند شد. این آمار نشان می دهد سبک زندگی مردم، آن ها را به سمت چاقی و بی تحرکی سوق می دهد و این عامل بسیار مهمی برای بروز بیماری ها است. تغذیه نامناسب با مواد پرچرب و فرآوری شده نیز عامل تعیین کننده ای است.
بر مبنای این آمار چند درصد مرگ ها به دلیل بیماری های قلبی و عروقی است؟
این بررسی نشان می دهد اولین علت مرگ ومیر در کشور به دلیل بیماری های قلبی و عروقی است و روزانه 378 مورد مرگ در ایران بر اثر بیماری های قلبی رخ می دهد. در مجموع می توان گفت 3/39 درصد مرگ ها در کشور بر اثر بیماری های قلبی و عروقی است و همچنین بیش از 17 میلیون مرگ در هر سال در جهان به دلیل بیماری های قلبی و سکته های مغزی اتفاق می افتد و 82 درصد این مرگ ها در کشورهایی است که درآمد پایین و متوسط دارند. نکته حایز اهمیت این است که 80 درصد مرگ های زودرس، ناشی از بیماری های قلبی قابل پیشگیری است.
از آن جایی که سرانه مصرف نمک در کشور ما 3 برابر استاندارد جهانی است، آیا می توان گفت فشارخون یکی از عوامل مهم در بروز بیماری های قلبی است؟
بیش از 100 عامل برای ابتلا به عروق کرونر شناخته شده است اما عوامل عمده اثبات شده برای آرترواسکلروز، سیگار، فشارخون بالا و زمینه ژنتیک است. بنابراین فشار خون بالا جزو عوامل اثبات شده در بیماری های قلبی است. همچنین از آن جایی که مصرف نمک هم در غذاهای خانگی و هم در مواد غذایی صنعتی بالا است، مصرف بالاتر از استاندارد نمک عامل اصلی در بروز فشارخون بالا و به تبع آن بیماری های قلبی و عروقی است حتی اگر افرادی که فشارخون بالا دارند، مصرف نمک خود را کم کنند، نیازمند داروی کمتری هستند یا نیاز به دارو پیدا نمی کنند. بنابراین خانواده ها باید رژیم غذایی کم نمک را از کودکی شروع کنند.
همواره در مورد رژیم غذایی مناسب برای پیشگیری از بیماری ها صحبت می شود. شما چه توصیه ای در این مورد دارید؟
همان طور که گفته شد، مصرف میوه و سبزی ها در کشور در حد مطلوبی نیست. توصیه ما این است که در روز 5 وعده میوه و سبزی های تازه مصرف شود. همچنین به دلیل سرعت زندگی شهرنشینی، ممکن است افراد فرصت طبخ غذای سالم و خانگی را نداشته باشند و به غذاهای آماده و فرآوری شده روی بیاورند. این غذاها هم چربی بالایی دارند و هم نیترات و مواد افزودنی دارند و معمولا چربی آن ها اشباع است و سبب چاقی و اضافه وزن می شود. همچنین سعی کنید میان وعدههایی انتخاب کنید که درصد چربی آن کم باشد و از مواد فرآوری شده نباشد.
وزن خود را درحد مطلوب نگه دارید. چاقی و اضافه وزن عوامل بسیار تاثیرگذاری در بروز دیابت، فشارخون، سرطان و همچنین بیماری های قلبی و عروقی هستند. همچنین اگر افراد در روز نیم ساعت پیاده روی و یا ورزش کنند تا 80 درصد در مقابل ابتلا به بیماری های قلبی بیمه می شوند.
استعمال دخانیات چقدر در کاهش بیماری های قلبی و عروقی تعیین کننده است؟
آمارها نشان می دهد اگر افراد یک سال سیگار را کنار بگذارند بیماری های عروق کرونر به نصف می رسد.
کارفرمایان برای سلامت کارکنان خود چه اقدام هایی می توانند انجام دهند؟
کارفرمایان باید این نکته را در نظر داشته باشند که میزان بهره وری سازمان آن ها منوط به سلامت کارمندان است. بنابراین هر چقدر برای سلامت کارکنان خود هزینه کنند، در جهت افزایش بهره وری و توانایی سازمان خود فعالیت کرده اند. یکی از اقدام های مهم آن است که می توانند امکانات ورزشی برای کارمندان ایجاد کنند تا بین ساعت های کاری یا در پایان ساعت کار از آن استفاده کنند. همچنین استرس های شغلی را باید تا حد امکان کم کنند. شرکت های بیمه ای نیز باید در نظر داشته باشند هر چقدر در زمینه پیشگیری از بیماری ها سرمایه گذاری شود، بهره وری بالاتر می رود.
کليدهايي از جنس صعود

اينکه چرا وقتي سخن از سير و سلوک به ميان مي آيد٬ سير و سلوک علما و عرفا بيشتر به ذهنمان خطور ميکند تا سيره و روش انبيا و اوصيا٬ شايد به دليل ملموس بودن و يا نزديک بودن زمان با به بزرگان دين و عرفاي فرهيخته است. اما واقعيت آن است که هر چه هست در خانه اهل بيت است و علما و عرفاي ما نيز همگي جيره خوار اين سفره پربرکت و نوراني اند.
در اين مقاله٬ نامه امام حسن عسکري عليه السلام به جناب ابن بابويه قمي را مرور ميکنيم. شايد براي شما هم عجيب باشد که برخي نکتههايي که ميدانيم و روزانه به راحتي هزار بار از کنار آن رد شده و يا زير پا مي گذاريم٬ شاهکليد سير و سلوک اند. خوشا به حال آنانکه بيش از گفتن٬ عمل ميکنند...
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
سپاس از آن خداوندی است که پروردگار جهانیان است و فرجام نیک از آن تقوا پیشگان و بهشت از آن یکتاپرستان و آتش دوزخ برای انکارگران حق است و ستم جز بر ستمکاران روا نیست و معبودی نیست جز خداوندی که بهترین آفریدگار است. و درود و سلام بر محمد و دودمان پاک او باد!
من شما را به پروای از خدا و بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات و حقوق مالی خویش، سفارش می کنم چرا که نماز کسی که حقوق مالی خود را نپردازد پذیرفته نمی شود.
اما بعد:
ای ابوالحسن علی بن حسین قمی! که شخصیت بزرگوار و مورد اعتماد ما هستی و امید که خداوند تو را به انجام کارهایی که خود می پسندد موفق داشته و از سر مهر و رحمت خویش فرزندانی شایسته کردار روزیت سازد.
من شما را به پروای از خدا و بر پا داشتن نماز و پرداخت زکات و حقوق مالی خویش، سفارش می کنم چرا که نماز کسی که حقوق مالی خود را نپردازد پذیرفته نمی شود و نیز تو را به :
عفو و گذشت از گناهان و لغزشها،
فرو خوردن خشم،
پیوند با بستگان،
مواسات با برادران دینی،
تلاش در برآوردن حوایج آنان در خوشیها و ناخوشیها،
بردباری در برابر نادانان,
ژرف نگری در دین ،
استواری در کارها،
تعهد در برابر قرآن،
اخلاق شایسته،
دعوت به خوبیها و نهی از بدیها، توصیه می کنم.
خدا در قرآن می فرماید:
( در بسیاری از نجواهایشان سودی نیست مگر در سخن آنان که به صدقه دادن با نیکی کردن و یا آشتی جویی و اجتناب از همه زشتیها فرمان دهند.)(1)
بر تو باد به انجام نماز شب! چرا که پیامبر گرامی سه بار امیرالمؤمنین علیه السلام را بدان سفارش فرمود و گفت:
( علی جان! بر تو باد به انجام نماز شب! کسی که نماز شب را سبک شمارد از ما خاندان پیامبر نیست)
بر تو باد به انجام نماز شب! چرا که پیامبر گرامی سه بار امیرالمؤمنین علیه السلام را بدان سفارش فرمود.
از این رو به سفارشهای من به خوبی عمل کن و همه شیعیان مرا به انجام این دستورات توصیه و دعوت نما تا عمل کنند.
بر تو باد به شکیبایی و انتظار فرج! و بدان که شیعیان ما همواره در رنج و فشارند تا فرزندم مهدی علیه السلام ظهور نماید.
همو که پیامبر گرامی نوید او را داد که زمین و زمان را لبریز از عدل و داد خواهد ساخت.
آری! زمین را خداوند به هر کدام از بندگان شایسته اش که بخواهد به میراث می دهد و فرجام نیک و پیروزمندانه از آن تقواپیشگان است.
درود بر تو باد و بر همه شیعیان ما و رحمت خدا و برکات او بر شما باد!
ساخت لاستیك ضد گلوله توسط یك ایرانی

این مخترع 22 ساله ، با بیان اینكه برای طراحی و ساخت این لاستیك 3 ماه زمان صرف كرده ام افزود: همچنین 800 هزار تومان برای ساخت این لاستیك هزینه شده است كه در تولید انبوه ، هزینه ها بسیار كاهش خواهد یافت.
به گزارش آینده نیوز به نقل از واحد مركزی خبر، مخترع این لاستیك كه دانشجوی رشته فیزیك هسته ای دانشگاه پیام نور سبزوار است گفت: جنس این لاستیك از نانو اكسید روی و داخل آن دارای هزار و 500 جداره است كه در پی برخورد با گلوله ، جداره های داخلی به صورت ارتجاعی دور گلوله جمع و مانع از حركت آن می شود ، از این رو لاستیك به مرور به حالت اولیه اش باز می گردد.
مجید سویزی افزود: وجود دو جداره توپر در این لاستیك بازده آن را به سه سال رسانده است.
این مخترع 22 ساله با بیان اینكه برای طراحی و ساخت این لاستیك 3 ماه زمان صرف كرده ام افزود:همچنین 800 هزار تومان برای ساخت این لاستیك هزینه شده است كه در تولید انبوه ، هزینه ها بسیار كاهش خواهد یافت.
به گفته سویزی، این اختراع به شماره 63188 در اداره كل ثبت اختراعات و مالكیت صنعتی كشور به ثبت رسیده است.
پشت پرده قتل مرموز عثمان

ماجرای ابهام آلود قتل خلیفه سوم، عثمان بن عفّان، همواره یکی از مطاعن و دستاویزهای مخالفان و معاندان شیعه بوده و عده ای آگاهانه یا از سر ناآگاهی، امیرمومنان، علی علیه السلام را در توطئه قتل مرموزعثمان شریک می انگارند، حال آنکه به روایت تاریخ و شهادت متون موثق دینی، امیرمومنان از روی خیرخواهی و دوراندیشی، همواره کوشید تا جلوی این انحراف بزرگ را بگیرد و در این راه هیچ گونه مصلحت اندیشی را به مصلحت ندانسته، از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
روزی که کودتاچیان(ناراضیان از بذل و بخشش های بی حساب عثمان به کسان و خویشان خویش) و شورشیان بر خانه خلیفه سوم هجوم آوردند، این امیرمومنان بود که حصر خانه عثمان را درهم شکست و با به مخاطره افکندن جان خود و فرزندان خویش آب برای اهل خانه فراهم نمود.
عجبا که با انبوهی از منابع روشن تاریخی، عده ای هنوز اصرار دارند که پشت پرده حقیقی ماجرای این مرگ مرموز افشا نشود و متهم ردیف اول این قتل، معاویه و تنی چند از صحابه کبار پیغمبر(ص)(از جمله طلحه از سران ناکثین که پیغمبر اسلام او را طلحه الجود یا طلحه الفیاض نامید و امیر مؤمنان نیز در یکی از خطبه هایش او را به عنوان سخی ترین مردم معرفی کرده است و او شدیدا با عثمان مخالف و یکی از اشخاص مؤثر در قتل عثمان بود.)را همواره تبرئه کرده و گناه را به دوش بی گناهی دیگر می افکنند.
اما امام علی علیه اسلام بارها و بارها، از روی حزم و دوراندیشی به افشاگری حقیقت پشت پرده پرداخت و در خلال خطبه های خویش گره از این راز سر به مهر گشود.
معاویه جاسوسانی به مدینه فرستاده بود که در حوالی خانه عثمان مراقب باشند؛ وقتی عثمان کشته شد بلافاصله پیراهن خون آلود عثمان را به شام برسانند و جاسوسان این مأموریت را به سرعت انجام دادند و این پیراهن مدتی در مسجد شام آویزان بود و معاویه شخصا گاه و بیگاه در انظار عموم در پای آن اشک می ریخت و در سوگ خلیفه پیامبر بر سر و سینه می زد
شهید مطهری در کتاب سیری در نهج البلاغه در رابطه با افشاگری امیرمومنان نسبت به نقش ماهرانه معاویه در قتل عثمان می نویسد:
علی علیه السلام در نامه های خود به معاویه می گوید تو دیگر چه می گوئی؟ دست نامرئی تو تا مرفق در خون عثمان آلوده است، باز دم از خون عثمان می زنی؟ این قسمت فوق العاده جالب است، علی پرده از رازی بر می دارد که چشم تیزبین تاریخ کمتر توانسته است آنرا کشف کند، تنها در عصر جدید است که محققان به دستیاری و رهنمائی اصول روانشناسی و جامعه شناسی از زوایای تاریخ این نکته را بیرون آورده اند اگر نه اکثر مردم دوره های پیشین باور نمی کردند که معاویه در قتل عثمان دست داشته باشد و یا حداقل در دفاع از او کوتاهی کرده باشد.
معاویه و عثمان هر دو اموی بودند و پیوند قبیله ای داشتند، امویان بالخصوص چنان پیوند محکم براساس هدفهای حساب شده و روشهای مشخص شده داشتند که مورخین امروز پیوند آنها را از نوع پیوندهای حزبی در دنیای امروز می دانند. یعنی تنها احساسات نژادی و قبیله ای آنها را به یکدیگر نمی پیوست، پیوند قبیله ای زمینه ای بود که آنها را گرد هم جمع می کند و در راه هدفهای مادی متشکل و هماهنگ نماید. معاویه شخصا نیز از عثمان محبتها و حمایتها دیده بود و متظاهر به دوستی و حمایت او بود، لذا کسی باور نمی کرد که معاویه باطنا در این کار دست داشته باشد.
معاویه که تنها یک هدف داشت و هر وسیله ای را برای آن هدف مباح می دانست و در منطق او و امثال او نه عواطف انسانی نقشی دارد و نه اصول، آنروزی که تشخیص داد از مرده عثمان بهتر می تواند بهره برداری کند تا از زنده او و خون زمین ریخته عثمان بیشتر به او نیرو می دهد تا خونی که در رگهای عثمان حرکت می کند، برای قتل او زمینه چینی کرد و در لحظاتی که کاملا قادر بود کمکهای مؤثری به او بدهد و جلو قتل او را بگیرد، او را در چنگال حوادث تنها گذاشت.
ولی چشم تیزبین علی دست نامرئی معاویه را می دید و جریانات پشت پرده را می دانست، اینست که رسما خود معاویه را مقصر و مسئول در قتل عثمان معرفی می کند. در نهج البلاغه نامه مفصلی است که امام در جواب نامه معاویه نوشته است. معاویه در نامه خود امام را متهم می کند به شرکت در قتل عثمان و امام علیه السلام به او اینطور پاسخ می گوید:
" «ثم ذکرت ما کان من امری و امر عثمان فلک ان تجاب عن هذه لرحمک منه، فاینا کان اعدی له و اهدی الی مقاتله أمن بذل له نصرته فاستقعده و استکفه؟ ام من استنصره فتراخی عنه و بث المنون الیه حتی اتی قدره ؟... و ما کنت لاعتذر من انی کنت انقم علیه احداثا فان کان الذنب الیه ارشادی و هدایتی له فرب ملوم لا ذنب له و قد یستفید الظنه المتنصح و ما اردت الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت» " (نهج البلاغه، نامه 28).
یعنی اما آنچه درباره کار مربوط به من و عثمان یاد کردی، این حق برای تو محفوظ است که پاسخ آنرا بشنوی، زیرا خویشاوند او هستی. کدامیک از من و تو بیشتر با او دشمنی کردیم و راههایی را که به قتل او منتهی می شد بیشتر نشان دادیم؟ آنکس که بیدریغ در صدد یاری او بر آمد اما عثمان به موجب یک سوء ظن بیجا خود طالب سکوت او شد و کناره گیری او را خواست یا آنکس که عثمان از او یاری خواست و او به دفع الوقت گذراند و موجبات مرگ او را برانگیخت تا مرگش فرا رسید؟
البته من هرگز از اینکه خیر خواهانه در بسیاری از بدعتها و انحرافات بر عثمان انتقاد می کردم پوزش نمی خواهم و پشیمان نیستم. اگر گناه من این بوده است که او را ارشاد و هدایت کرده ام آنرا می پذیرم، چه بسیارند افراد بیگناهی که مورد ملامت واقع می شوند، آری گاهی ناصح و خیرخواه نتیجه ای که از کار خود می گیرد بدگمانی طرف است. من جز اصلاح تا حدی که در قدرت دارم قصدی ندارم جز از خدا توفیقی نمی خواهم و بر او توکل می کنم.
در یک نامه دیگر خطاب به معاویه چنین می نویسد:
«فاما اکثارک الحجاج علی عثمان و قتلته فانک انما نصرت عثمان حیث کان النصر لک، و خذلته حیث کان النصر له» (نهج البلاغه، نامه 37)؛ اما اینکه تو فراوان مسأله عثمان و کشندگان او را طرح می کنی، تو آنجا که یاری عثمان به سودت بود او را یاری کردی و آنجا که یاری او به سود خود او بود او را واگذاشتی.
نقش معاویه در قتل عثمان
معاویه پس از قتل عثمان بن عفان، مردم را برای انتقام گرفتن از عثمان بسیج می نماید و سپس امام علی علیه السلام را به عنوان رهبر آنان معرفی می کند!! و حال آنکه کشنده واقعی عثمان خود معاویه است و این کلام علی علیه السلام در نهج البلاغه است که: «و انهم لیطلبون دماهم سفکوه»؛ آنها خونی را طلب می کنند که خود ریخته اند. [1] (خطبه 22 و 137 نهج البلاغه)
و نیز خطاب به معاویه می فرماید: "عثمان آن روزی که کمک خواست چرا به او کمک نکردی! چون منتظر بودی عثمان کشته شود و از کشته اش بهره برداری کنی."
معاویه جاسوسانی به مدینه فرستاده بود که در حوالی خانه عثمان مراقب باشند؛ وقتی عثمان کشته شد بلافاصله پیراهن خون آلود عثمان را به شام برسانند و جاسوسان این مأموریت را به سرعت انجام دادند و این پیراهن مدتی در مسجد شام آویزان بود و معاویه شخصا گاه و بیگاه در انظار عموم در پای آن اشک می ریخت و در سوگ خلیفه پیامبر بر سر و سینه می زد[2].
امام موافق با كشتن وی نبوده و این كار را به صلاح نمیدانسته است. امام دریافته بود كه این اقدام جز به نفع معاویه نیست و لذا به هر صورت میكوشید تا از كشته شدن او جلوگیری كند. حتی در آغاز میكوشید تا میان مردم و او را صلح دهد و شورش را بخواباند. یكبار دربارهی این حمایتهای سیاسی خود فرمود: آن اندازه ازعثمان حمایت كردم كه میترسم در این باره مرتكب گناهی شده باشم.[3] بعدها نیز فرمود كه شما عثمان را كشتید در حالی كه من در خانه بودم.[4]
در این باره بهتر است تا «نظر دینی» امام را از «نظر سیاسی» آن حضرت جدا كنیم. محتمل است كه امام، عثمان را به سبب اشتباهات عمدیش دربارهی اسلام و احكام آن و نیز به فساد كشاندن اوضاع جامعه، مستحق چنان برخوردی از ناحیهی مردم میدانسته است، هر چند نمیتوان دقیقاً در این باره اظهار نظر كرد. در این زمینه تعبیراتی از آن حضرت نقل شده است كه امكان چنین تلقی را طرح میكند. زمانی از امام سئوال شد: آیا در قتل عثمان شركت داشته است یا نه؟ امام فرمود: خدا عثمان را كشت و من با خدا هستم.[5] در مورد دیگری فرمود: من نه كشته شدن عثمان را دوست داشتم و نه از آن كراهت داشتم.[6] و بار دیگر فرمود: قتل عثمان نه مرا مسرور كرد و نه ناراحت.[7] امام در جای دیگر عثمان را «حمال الخطایا» خواند[8] و زمانی كه از او پرسیدند: آیا عثمان مظلوم كشته شده است یا نه؟ امام فرمود: او به صورت بسیاری بدی خود را فدای اهلبیت خود كرد و شما نیز به بد صورتی با او برخورد كردید.[9] و[10] .
روزی که کودتاچیان(ناراضیان از بذل و بخشش های بی حساب عثمان به کسان و خویشان خویش) و شورشیان بر خانه خلیفه سوم هجوم آوردند، این امیرمومنان بود که حصر خانه عثمان را درهم شکست و با به مخاطره افکندن جان خود و فرزندان خویش آب برای اهل خانه فراهم نمود.
تاریخ چه می گوید؟
در رابطه با نقش معاویه در قتل عثمان، ابن قتیبه دینوری در کتاب الإمامة و السیاسة مینویسد:
عثمان، نامه نوشت به مردم شام و معاویه و اهل دمشق: ... ، به فریاد من برسید که مردم مدینه، تصمیم به قتل من گرفتهاند. بشتاب بشتاب ای معاویه، به داد من برس، به داد من برس، گمان نمیکنم که به داد من برسی. [11] .
در یعقوبی نیز در تاریخ خود می نویسد:
معاویه با 12 هزار نیرو برای یاری عثمان از شام به طرف مدینه حرکت کرد. در 30 کیلومتری مدینه، لشکر را در آنجا نگهداشت تا خودش بیاید به مدینه و خبر بگیرد. وقتی به مدینه آمد، عثمان از او سوال کرد: ای معاویه، پس نیروهایت کجایند؟ معاویه گفت: آمدهام خبر بگیرم تا ببینم در مدینه چه خبر است. عثمان گفت: من که نامه نوشتم و قضایا را مطرح کردم. ... . بعد از مشاجراتی، عثمان گفت:
به خدا سوگند! تو میخواهی من کشته شوم تا به بهانه خونخواهی من، قیام کنی. برو و با نیروهایت بیا. معاویه رفت و برنگشت تا این که عثمان کشته شد. [12]
آقای بلاذری در کتاب أنساب الأشراف [13] .و ابن شبه در تاریخ مدینه [14] .از قول یزید بن اسد صراحت دارد:
معاویه، نیروهای کمکی را که از شام آورده بود، به مدینه نیاورد و در وسط راه، معطل کرد؛ زیرا:
و إنما صنع ذلك معاویة لیقتل عثمان، فیدعو إلى نفسه.
معاویه میخواست که عثمان کشته شود تا مردم را به بیعت خودش فرا بخواند.[15]
نوشتهی: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان
[1]سیری در نهج البلاغه ص 170-167
[2]آشنایی با قرآن 1و2، صفحه 166-165
[3] نهج البلاغه، (صبحی صالح)، ص358.
[4] . الجمل، ص417.
[5] . عیون الاخبار، ج2، ص207.
[6] . انساب الاشراف، ج5، ص101؛ طبقات الكبری، ج3، ص82.
[7] . الغدیر، ج9، ص29؛ تاریخ المدینه المنوره، ج3، ص1263 (ما امرت ولا نهیت و لا سرّنی و لاساءنی قتل عثمان).
[8] . الموفقیات، ج13؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج9، ص17.
[9] . نثر الدر، ج1، ص274؛ الاغانی، ج6، ص233؛ نهج البلاغه، عبده، خطبهی 29.
[10] . رسول جعفریان- تاریخ سیاسی اسلام (تاریخ خلفا)، ص178
[11] . الإمامة و السیاسة لإبن قتیبة الدینوری، تحقیق الشیری، ج1، ص54
[12] . تاریخ یعقوبی، جلد2، صفحه 175
[13] . أنساب الأشراف، جلد6، صفحه 188
[14] .تاریخ مدینه، جلد4، صفحه 1289

شعراء و نام دیگرش «طسم»(1)، بیست و ششمین سوره قرآن است كه مكی و 227 آیه دارد.
از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده : هركه سوره شعراء را قرائت كند خداوند به تعداد تمام كسانیكه حضرت نوح همچنین پیامبران الهی هود، شعیب، صالح و ابراهیم را كه تصدیق یا تكذیب كرده اند و نیز به تعداد تكذیب كنندگان عیسی علیهم السلام و تصدیق كنندگان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم ده حسنه به او عطا خواهد كرد.(2)
امام صادق علیه السلام فرموده است: اگر كسی سوره های طواسین (سوره هایی كه با طسم و طس آغاز شده باشد) را در شب جمعه قرائت كند از جمله اولیاء الهی است كه در جوار الهی خواهد بود و در دنیا هیچ ناراحتی به او نخواهد رسید و خداوند در آخرت چندان از نعمت های بهشتی به او عطا می كند كه راضی شود و خدا بیش از حد رضایت او به وی عطا خواهد كرد و او را با صد همسر از حوریان بهشتی تزویج می كند.(3)
همچنین از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده: كسی كه سوره شعراء را قرائت نماید به تعداد همه مردان و زنان با ایمان به او ده حسنه عنایت می كند و در حالی از قبرش خارج می شود كه زبانش به ذكر لا اله الا الله مترنم است و هر كس صبحگاه این سوره را بخواند مانند آن است كه همه كتاب های آسمانی را قرائت كرده است.(4)
آثارو بركات سوره
1) شفای بیماری
از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده: اگر سوره شعرا را نوشته و آنگاه آن را بشویند و از آن آب بنوشند خداوند او را از هر بیماری شفا می دهد...(5)
2) ایمن شدن خانه از آتش سوزی و سرقت
در روایتی دیگر از حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وآله آمده: اگر فردی بر قرائت سوره شعرا مداومت ورزد، سارقی به خانه اش وارد نمی شود و خانه اش دچار آتش سوزی و غرق نمی شود. (6)
3) خوار كردن دشمن
هر كس بعد از قرائت بسم الله الرحمن الرحیم، آیات اول تا چهارم سوره شعراء را بر مشتی خاك كه خورشید بر آن نتابیده است بخواند و آن را به صورت دشمن خود بپاشد، خداوند بر او خشم گرفته و آن دشمن را خوار می كند(7)
4) برای درمان كک و مک
روایت است كه آیات 72 سوره شعرا را بر محل بنویسد.(8)

محتوای سوره
"نمل " به معنى مورچه است و نام بیست و هفتمین سوره قرآن مى باشد.نام این سوره از آیه 18 آن گرفته شده و پاره اى از موضوعات آن عبارتند از: معاد و حیات پس از مرگ، داستان پنج تن از پیامبران الهى، داستان حضرت سلیمان(ع) و ملکه سبأ، سخن گفتن پرنده اى چون هدهد با حضرت سلیمان(ع) و سخن گفتن حشراتى چون مورچه. این سوره 93 آیه داشته و د رمکه نازل شده و قبل از سوره شعراء قرار دارد.
فضیلت سوره :
از رسول اکرم نقل شده است: هر کس سوره نمل را قرائت نماید، خداوند ده برابر تعداد کسانی که حضرت سلیمان علیه السلام را تصدیق یا تکذیب کرده اند و نیز تعداد کسانی که پیامبران الهی هود، شعیب، صالح و ابراهیم را تایید و یا تکذیب کرده اند حسنه به او داده می شود، او در حالی از قبرش خارج می شود که ذکر لا اله الا الله به لب دارد.2
امام صادق علیه السلام فرموده اند: اگر کسی سوره های طواسین(سوره هایی با طسم و طس آغاز شده) را در شب جمعه قرائت کند از جمله اولیای الهی است که در جوار الهی خواهد بود و در دنیا هیچ ناراحتی به او نخواهد رسید و خداوند در آخرت چندان از نعمت های بهشتی به او عطا می کند که راضی شود3
آثار و برکات سوره
1) مصون ماندن خانه از حیوانات موذی
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده: اگر سوره نمل را بر پوست آهویی بنویسند و آن را در منزل خود قرار دهند، هیچ مار و عقرب و کرم و ملخ و سگ درنده و گرگ آزار دهنده ای به خانه اش نزدیک نمی شود.4
2) برآورده شدن حاجات بزرگ
جهت برآورده شدن حاجات 12 هزار مرتبه آیه 62 سوره نمل «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» را بخواند که در همان هفته اول مقصود حاصل می گردد.5
3) تسکین درد دندان
از امام باقر نقل شده: اگر به درد دندان مبتلا شدی دست خود را بر روی آن بگذار و به آن سوره حمد و اخلاص بخواند و بعد از آن آیه « وتری الجبال تحسبها.....) را بخوان که دیگر به آن درد مبتلا نمی شوی.6
4) علاقمند کردن شخصی به خود
هر کس بخواهد کسی را به دوستی خویش مایل سازد چنانکه یک ساعت بی او تحمل نداشته باشد این آیات را به طعامی خوانده و به او بخوراند.
«بسم الله الرحمن الرحیم، ان لا تعلوا علی و اتونی مسلمین» «لو لا ان ربطنا علی قبلها لتکون من المومنین»مارادونا خبر مربیگری در تیم فوتبال چین را رد کرد. این مربی تا به حال هیچ نشستی با مسئولان فدراسیون فوتبال چین نداشته است. وی که از سوی "رد کراس سوسایتی" به چین دعوت شده است، شایعه پذیرش سمت مربیگری تیم فوتبال چین را تکذیب کرد.
دیه گو مارادونا که در حال حاضر برای بازدید از چین در این کشور به سر می برد در پاسخ به این پرسش که آیا مربیگری ایران را خواهد پذیرفت، لبخند زد.
به گزارش مهر، مارادونا خبر مربیگری در تیم فوتبال چین را رد کرد. این مربی تا به حال هیچ نشستی با مسئولان فدراسیون فوتبال چین نداشته است. وی که از سوی "رد کراس سوسایتی" به چین دعوت شده است، شایعه پذیرش سمت مربیگری تیم فوتبال چین را تکذیب کرد.
بر پایه گزارش هندوستان تایمز، "تانگ جینگوی"، سخنگوی فوتبال چین گفت: مارادونا در طول سفر به چین به هیچ وجه با مقامات فوتبال چین ملاقات نکرده و به پیشنهادهایی که در این خصوص به وی می شود هم اهمیتی نمی دهد.
وقتی از تانگ پرسیدند که آیا این احتمال وجود دارد که مارادونا مربی تیم فوتبال ایران شود، گفت وقتی این موضوع را با مارادونا مطرح کرده او هیچ چیزی نگفته و فقط لبخند زده است.
لطیفه ای که کل جهان اینترنت را برانگیخت
چندی پیش جوکی به زبان انگلیسی در دنیای نت زاده شد! که نکات ارزشمندی را در خصوص سیاست های رسانه های امریکا در برداشت - ترجمه ی فارسی جوک به شکل زیر است :
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف آنها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت آنها می آید و میگوید :< تو یک قهرمانی >
فردا در روزنامه ها می نویسند :
یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما آن مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
آمریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
آن مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
راه تبدیل گناهان به حسنات

توبه دری است باز و گشاده به سوی رحمت الهی که همیشه بر روی بندگان خداوند باز است. گویا خداوند به دنبال بهانهای میگردد که بندگانش را از بیابان تاریک نادانی به درون شهر رحمت خود راهنمایی کند.
نیم نگاهی به آثار توبه ذهن انسان را به تحیر وا میدارد. زیرا توبه قانونهای عجیب و غریبی دارد که گاهی حسابش با چرتک های دنیایی جور در نمی آید.
اینکه خداوند گناهان توبه کننده را میبخشد و میآمرزد، عجیب است اما قابل پذیرش( آل عمران، 89). اینکه گناهان او را از صفحه دل و نامه اعمالش محو میکند، شگفت آور است اما پذیرفتنی(سوره تحریم، آیه 8). اینکه توبه زمینه ساز برخورداری از رحمت الهی است، تعجب برانگیز است اما خوشایند و قابل فهم(سوره هود، آیه 90). اما اینکه خداوند پس از محو گناهان توبه کننده، آنها را تبدیل به حسنات میکند، با حساب و کتاب هیچ آدمی جور در نمیآید. خداوند در قرآن میفرماید:
إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما.( سوره فرقان، آیه 70)
مگر كسانى كه توبه كنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مىكند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!
چگونه ممکن است انسانی که غرق در گناه است، با گفتن یک جمله استغفار، توبه کند و همه کارهای زشتش تبدیل به گل و بلبل شود؟ آیا این با عدل خداوند سازگار است؟
ما این سوال را با سوال دیگری پاسخ میدهیم. چگونه ممکن است در یک گلخانه زیبا از میان کود بدبوی حیوانی گلهایی خوشرنگ و خوشبو بروید؟ گلهایی که شامه را مست بوی خوش میکند و چشمها را خمار رنگ و جلوه زیبای خود.
آری، اگر انسان بتواند در میان لاشه های بدبوی گناه، بذر پر ارزش توبه را بکارد، پس از چندی گل خوشبوی حسنات را خواهد کاوید.
البته باید دانست که به این راحتیها هم نیست. صبر میخواهد و تحمل. تلاش میخواهد و تکاپو.
توبه کننده باید همانند باغبانی دلسوز به دل خود رسیدگی کند و گلهای خوشبوی خیرات را به ثمر برساند. میبینید که این با عدل خدا هم سازگار است. زیرا انسان با تلاش خود به نتیجه دلخواهش میرسد. قانون خدا هم این است که «لَیْسَ لِلإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی»(سوره نجم، آیه 39)
چگونه ممکن است انسانی که غرق در گناه است، با گفتن یک جمله استغفار، توبه کند و همه کارهای زشتش تبدیل به گل و بلبل شود؟ آیا این با عدل خداوند سازگار است؟
بیایید یک بار دیگر به شرایطی که در این آیه برای تبدیل گناهان به حسنات گذاشته شده، توجه کنیم. خداوند سه شرط را برای این تبدیل خوشآیند قرار داده است. اول: توبه، دوم: ایمان و سوم: عمل صالح. بنابراین توبه باید چنان قوی و قدرتمند باشد که شاخه های ایمان را به سوی آسمان بکشاند و در نهایت عمل صالح را به بار آورد. پس توبه زبانی یا توبه بیحال و بیرمق چنین تاثیر اعجاب انگیزی را نخواهد داشت.
گاهی هم یک خوی نیکو چنان راه نجات را هموار میکند که زشتیها به خوبی و زیبایی مبدل میشود. درست مثل خورشیدی که میتابد و سیاره های تاریک و بیروح را درخشان میکند.
امام رضا علیه السلام فرمود: به پیامبر صلّی الله علیه و آله گفته شد: فلانى انسان بدبختى است. زیرا بسیارى از گناهان

را مرتكب شده است. پیامبر فرمود: هرگز چنین نیست كه شما مىگویید. بلكه او نجات یافت و به حسن عاقبت رسید و گناهانش از بین رفت و «به حسنات تبدیل شد». زیرا او روزى از راهى مىگذشت، مؤمنى را دید كه عورتش پیدا بود و خود متوجّه نبود. (گویا خواب بوده است) این شخص بدن او را پوشاند و براى آن كه خجالت نكشد او را با خبر نكرد.
وقتى آن مؤمن متوجّه شد، در حقّ او چنین دعا كرد: خداوند به تو پاداش بسیار عطا كند. آخرت تو را با خیر همراه سازد و در حساب با تو مناقشه و سختگیرى نكند. خداوند دعاى آن مؤمن را در حقّ آن شخص، مستجاب فرمود و او خوش عاقبت شد.
وقتى كه این مژده پیامبر اكرم به آن گناهكار رسید، او از همه گناهانش توبه كرد و اهل طاعت خدا شد. پس از یک هفته كه گروهى از دشمنان اسلام به مدینه حمله كردند، پیامبر دستور دفاع داد. آن مرد نیز همراه با دیگر مسلمانان براى دفاع آماده شد و در درگیرى با دشمنان به شهادت رسید و عاقبتش به خیر و سعادت ختم گردید.( بحارالانوار، ج 5، ص 155)
پرسش پراهمیتی که در مورد تبدیل گناهان به حسنات وجود دارد، کیفیت و چگونگی آن است؟ آیا در دنیا است یا آخرت؟ تغییر در خود اعمال است یا عقاب آن؟
در مورد چگونگی این مساله، احتمالاتی گفته شده است که همه آنها میتواند قابل قبول باشد. زیرا زوایای متفاوتی که در هر یک از این نظرات وجود دارد، دیدگاههای گوناگونی را ساخته است.
1ـ دگرگونی اعمال در دنیا
هنگامى كه انسان توبه مىكند و به خدا ایمان مىآورد، دگرگونى عمیقى در سراسر وجودش پیدا مىشود. این تحول و انقلاب درونى اعمال زشت گذشته را در آینده تبدیل به کارهای نیک میکند. اگر در گذشته مرتكب قتل نفس مىشد در آینده دفاع از مظلومان و مبارزه با ظالمان را جاى آن مىگذارد و اگر زناكار بود، عفیف و پاكدامن مىشود. باید توجه داشت که این دگرگونی توفیقی است الهى که در سایه ایمان و توبه پدیدار گشته است.( الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج5، ص 7)اگر انسان بتواند در میان لاشه های بدبوی گناه، بذر پر ارزش توبه را بکارد، پس از چندی گل خوشبوی حسنات را خواهد کاوید. البته باید دانست که به این راحتیها هم نیست. صبر میخواهد و تحمل. تلاش میخواهد و تکاپو.
توبه کننده باید همانند باغبانی دلسوز به دل خود رسیدگی کند و گلهای خوشبوی خیرات را به ثمر برساند. میبینید که این با عدل خدا هم سازگار است. زیرا انسان با تلاش خود به نتیجه دلخواهش میرسد. قانون خدا هم این است که «لَیْسَ لِلإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی»(سوره نجم، آیه 39)

خداوند به لطف و كرمش بعد از توبه، گناهان را محو میکند و به جاى آن حسنات مىنشاند. ابوذر نقل میکند که پیامبر فرمود:
روز قیامت كه مىشود بعضى از افراد را حاضر مىكنند. خداوند دستور مىدهد گناهان صغیره او را به او عرضه كنید و كبیرهها را بپوشانید. به او گفته مىشود تو در فلان روز فلان گناه صغیره را انجام دادى و او به آن اعتراف مىكند ولى قلبش از كبائر ترسان و لرزان است.
در اینجا هر گاه خدا بخواهد به او لطفى كند دستور مىدهد بجاى هر گناهی حسنهاى به او بدهید. عرض مىكند پروردگارا! من گناهان مهمى داشتم كه آنها را در اینجا نمىبینم.
ابوذر مىگوید: در این هنگام پیامبر (ص) از شدت شادی و سرور چنان خندید که دندانهای او نمایان شد و سپس همین آیه را تلاوت فرمود. (نور الثقلین، ج4، ص 33)
3ـ دگرگونی عقاب اعمال به ثواب
هنگامی که انسان توبه میکند و در دل از گناه خود پشیمان میگردد، خداوند به پاس توبه او از مجازات گناهان او میگذرد و به جای آن پاداش اعمال نیک به او اهدا میکند.(مفاتیح الغیب -تفسیر کبیر فخر رازی-، ج24، ص 485)
4ـ دگرگونی ملکه بدی به ملکه خوبی
توبه تغییر درونی انسانهایی است که خود را از بدیها به سوی خوبیها سوق میدهند. خداوند هم حرکت آنها را تکمیل نموده، عادات زشت آنها را به عادات نیک مبدل میکند.(منهج الصادقین، ج 6، ص 421)
5ـ دگرگونی آثار سوء اعمال به آثار خیر در سایه تغییر خود اعمال
تفاوت اعمال انسان در موافقت و مخالفت آن با گفته خدا است. مگرنه در ظاهر تفاوتی میان روزی حلال و حرام و یا ازدواج و زنا وجود ندارد. بنابراین منظور از گناهان، خود اعمالى كه انسان انجام مىدهد نیست، بلكه آثار سویى است كه از آن بر روح و جان انسان مینشیند.هنگامى كه نفس ناپاک انسان با توبه، ایمان و عمل صالح به ذاتی پاکیزه تبدیل میشود، آثار سوء آن نیز از روح و جانش برچیده مىشود و تبدیل به آثار خیر مىگردد. چراکه این آثار باید با نفس پاکیزه توبه کننده تناسب داشته باشد.( المیزان فی تفسیر القرآن، ج15، ص 24)
لقمان حکیم مردی بود سیاه چرده و باریک اندام که تمام عمر خود را به پند گرفتن و پند دادن گذرانید و در زمان خودش هوش و عقل و حرف های خوب او در شهری که زندگی می کرد، معروف بود و بعدها که در همه جا مشهور شد از او به خوبی یاد می کردند.
از حرف های خوب لقمان که در کتاب ها نوشته اند این است که به پسرش نصیحت می کرد و می گفت: پسرجان، همیشه سعی کن وقتی غذا می خوری، بهترین خوراک ها را بخوری و وقتی می خوابی در بهترین خوابگاه ها بخوابی و تا هر وقت زندگی می کنی، از بهترین لذت های زندگی بهره مند باشی.
پسر گفت: پدرجان، این که تو می گویی برای من ممکن نمی شود.
لذت در عقل زندگی است و سعادت در آسایش فکر است.
بهترین خوراک ها و بهترین خوابگاه ها و بهترین لذت ها مال اشخاص خیلی پولدار است که می توانند همه چیز را برای خودشان فراهم کنند و همه جا خانه بسازند و من ممکن است دستم از مال دنیا خالی باشد. لقمان گفت: همه حرف ها در همین است. مردم هم بیشتر خیال می کنند همه چیزهای خوب را با پول زیاد می شود خرید، ولی اشتباه است. پول زیاد اگر با عقل همراه نباشد به همراه خود ناراحتی های زیاد می آورد.
صاحب پول زیاد بیشتر عمر خود را به تلخی می گذراند تا از زیادتر کردن پول لذت ببرد ولی خود پول لذتی ندارد، بلکه لذت در عقل زندگی است و سعادت در آسایش فکر است. من هم نمی گویم که گران ترین خوراک ها را بخری و نرم ترین خوابگاه ها را فراهم کنی و از خشت و بلور و نقره خانه بسازی.
می گویم سعی کن خوب تر و خوش تر زندگی کنی و معنی زندگی را بشناسی. برای این کار کافی است کمی دیرتر غذا بخوری تا خوب گرسنه شده باشی، در این صورت غذایی که می خوری مانند بهترین خوارک هاست و کافی است کمی بیشتر کار کنی و کمتر بخوابی تا خواب خوش و شیرین داشته باشی. در این صورت مانند این است که در بهترین خوابگاه ها خوابیده ای و کافی است که خودت را به خوشگذرانی دائم عادت ندهی و سخت کار و سخت کوش باشی و قدری به بدبختی های دیگران هم فکر کنی.
در این صورت لذت های زندگی برای تو شیرین تر و گواراتر خواهد بود و زندگی خود را دوست تر خواهی داشت. و کافی است که با خوبی و مهربانی و خیرخواهی در دل مردم عزیز باشی و در این صورت همه جا خانه تو است و خانه دوستی را همه جا می توان ساخت. و حرف های خوب لقمان زیاد است.

یکی از سرگذشت های لقمان هم این است که یک بار لقمان را به اسیری برده بودند و او را به خواجه بزرگی فروخته بود و خواجه هر چه بیشتر در کارهای لقمان نگاه می کرد بیشتر به عقل و هوش و حکمت و دانش او ایمان پیدا می کرد، به طوری که لقمان در نظر خواجه خیلی عزیز و محترم شده بود. کم کم کار به آنجا رسید که خواجه، لقمان را مانند پسر و برادر خود دوست می داشت و او را مانند همنشین و همدم خود می دانست و خواجه سعی می کرد در هر پیشامدی عزت و احترام لقمان را نگاه دارد و در سر سفره هم بهترین خوراک ها را به لقمان تعارف می کرد و این بود تا یک روز که از مزرعه برای خواجه یک خربزه نوبر تحفه آورده بودند. خواجه کارد را برداشت و پیش از آن که خودش خربزه را بخورد یک برش از خربزه را برید و به لقمان تعارف کرد. لقمان آن را گرفت و خورد و از قیافه لقمان پیدا بود که از آن راضی است. خواجه خوشحال شد و باز هم یک برش دیگر از خربزه برید و به لقمان داد. لقمان برای رعایت ادب آن را هم قبول کرد و مانند لقمه لذیذی خورد و تشکر کرد.
خواجه خوشحال تر شد و باز هم پاره ای دیگر از خربزه به لقمان داد و همین طور کرد تا اینکه فقط یک برش از خربزه باقی ماند. خواجه با خود گفت: حالا دیگر می توانم خودم هم از این خربزه نوبر بخورم. اما همین که آن را خورد، فهمید که خربزه آفت زده و بسیار تلخ بوده است. حلق و زبان خواجه از تلخی خربزه سوخت و خیلی ناراحت شد و دهان خود را شست و بعد از لحظه ای به لقمان گفت: دوست عزیز، عجب خربزه تلخی بود و من نمی دانستم. چطور تو از اول تا حالا هیچ نگفتی و از تلخی آن حرفی نزدی. آخر این که بردباری خیلی دشواری است.
لقمان جواب داد: بله، خربزه تلخ بود ولی من مدت ها از دست تو شیرینی خورده ام و دلم راضی نشد از یک بار تلخی خربزه شکایت کنم. تو مرا عزیز داشتی، من هم تو را عزیز داشتم. من همیشه به مردم نصیحت می کنم که در برابر خوبی های دیگران حق شناس باشند، چگونه ممکن است خودم به نصیحت خود عمل نکنم؟
ای کاش این یک برش آخری را هم به من می دادی و از محبت خود خوشحال بودی، هم چنان که من از خوبی ها و بزرگواری های تو راضی و خوشحال بودم.
هنوز از خاطر بسیاری از مردم ایران چهره بارانی برخی بچه های 10- 15 ساله در کنار محل های ثبت نام اعزام به جبهه ها از یاد نرفته که با چشمانی اشک آلود و زبانی ملتمسانه برای اعزام به مناطق عملیاتی به مسئولان و والدین خود اصرار می کردند.

شاید داستان برخی از روش های خلاقانه بچه های دانش آموز برای رفتن به جبهه را یا دیده، شنیده و یا خوانده باشیم. از آنجا که همه آنها می دانستند که بدون رضایت کتبی والدین خود نمی توانند به جبهه ها اعزام شوند برخی از آنها دست به کارهای عجیبی می زدند تا به هدف خود برسند.
در میان آنان همه نوع دانش آموزی یافت می شد از خانواده های متوسط به بالا تا خانواده مستضعف،از بچه های بازیگوش تا بچه های درس خوان و مطیع، از بچه های هنرمند و خلاق تا بچه های محجوب و کم حرف.
در آن زمان بعضی از بچه ها با رضایت والدین به جبهه ها اعزام می شدند اما برخی از آنها با ترفندهای مختلف در پی جلب رضایت پدر و مادر خویش بودند؛ اگر تا آن زمان به درس بی توجه بودند سعی داشتند با نمرات خوب دل والدین شان را نرم کنند و اگر بچه بازیگوشی بودند از هیچ کاری برای اثبات خود به عنوان پسری مطیع و محجوب و حرف شنو کوتاهی نمی کردند.
تعداد اندکی از آنان نیز بودند که هر راهی را برای جلب رضایت والدین خود امتحان کردند اما هر بار تیرشان به سنگ می خورد، پس با دستکاری در شناسنامه تاریخ تولد خود را با پاکن های جوهری در حدی تغییر می دادند که بتوانند برگه اعزام را دریافت کنند و یا برخی از آنان با تهیه رضایتنامه های تقلبی خود را به جبهه ها رساندند اما از ترس یا شرم از سرنوشتی که در بازگشت به خانه در انتظار آنها خواهد بود، ماهها به مرخصی نمی رفتند و بالاخره در زمان برگشت به خانه با شرمندگی و عذرخواهی در پی رضایت قلبی والدین خویش بر می آمدند؛ پدر و مادرها هم که می دیدند دیگر کار از کار گذشته و مدتها در نگرانی از سلامتی فرزند در تب و تاب بودند آنها را با آغوش باز می پذیرفتند و بار دیگر این آنها بودند که دلیرمردان نوجوان خویش را به جبهه ها رهسپار می کردند.
برخی از این دانش آموزان با اینکه در سنین نوجوانی بودند اما جثه های درشتی داشتند و مشکلی برای یافتن لباس و پوتین برای آنها نبود اما بسیاری از این دلیرمردان نوجوان با جثه های کوچک خود مجبور می شدند یا با لباس های معمولی و کتانی و در نهایت کلاهی که بر سر آنها لق می زد روزگار خود را در جبهه ها به سر کنند و یا با پیراهن و شلوارهای خاکی که لبه های آن چندین بار تا خورده بود با کمک کمربند و فانسقه آن را به تن خویش بیارایند. هرچند که آنان در قد و قامت با هم متفاوت بودند اما همه آنها در یک چیز با هم مشترک بودند و آن شجاعت، شور و سرزندگی، اخلاص و دلاوری بود که در نگاه پر نفوذ و آرامشان موج می زد.

پاکی و صفای روحی آن جوانان و نوجوانان بود که آنها را به جبهه ها کشاند؛ آنان نسیم کوی یار را فرسنگ ها دور از محله های خویش استشمام کردند و برای رسیدن به آن قدسیانی که هر از گاهی پیکرهای پاکشان را در کوچه پس کوچه های محله بدرقه می کردند از یکدیگر سبقت می گرفتند.
رنج و سختی، بزنگاهی برای محک زدن توانایی انسانهاست؛ واقعه هشت سال جنگ تحمیلی فرصتی شد برای ظهور انسان های وارسته ای که پیش از آن شاید هیچ کدامشان را نمی شناختیم. بیش از هشت سال مقاومت ملت ایران در برابر تمام ابرقدرت های شرق و غرب، خود گویای ظهور انسانهای برجسته ای است که سرانجام توانستند فاتحانه دشمن را وادار به عقب نشینی کنند.
در دوران هشت سال دفاع مقدس بیش از 36 هزار دانش آموز در جبهه ها و یا بر اثر بمباران هوایی و حملات زمینی دشمن به مناطق مسکونی و مدارس شهید شدند. در طول جنگ تحمیلی بیش از 550 هزار نفر از دانشآموزان چندین بار به جبههها اعزام شدند و در این راه بسیاری از نوجوانان دانش آموز بر خاکهای تفتیده جنوب و بلندیهای غرب کشور در خون خود غلتیدند و دو هزار و 853 نفر نیز جانباز و 2 هزار و 433 نفر آزاده تقدیم دفاع از انقلاب اسلامی و کشور عزیزمان ایران شد.
شهید محمد حسین فهمیده یکی از هزاران نونهال و دانش آموز بسیجی کشور است که با سرمایه عظیمی از فهم و درک انقلابی و اعتقادات اسلامی وارد جنگ شدند. نام شهید فهمیده به دلیل شجاعت و ایثار در راه حفظ خاک وطن، سرآغاز کاروان 36 هزار شهید دانش آموز قرار گرفت اما اگر سرگذشت هر کدام از این نوجوانان و جوانانی که برای حفظ اسلام و خاک ایران به جبهه ها رهسپار شدند را بدانیم هر کدام شان حسین فهمیده ای دیگر خواهند بود.
شهید فهمیده که به دلیل کمی سن بارها از سوی مسئولان اعزام کننده با ممانعت از حضور در خط مقدم مواجه شده بود سرانجام با تلاشهای زیرکانه خویش اعتماد مسئولان نظامی منطقه را جلب کرد و در مناطق درگیری مستقیم با دشمن حاضر شد.

وی سرانجام در روز هشتم آبان 59 در زمانی که خرمشهر در محاصره رژیم بعث عراق بود، برای جلوگیری از پیشروی تانکهای عراقی به شهر و قتل عام نیروهای مقاومت، با نارنجکی در دست از لابه لای سفیر گلوله های دشمن خود را به تانک ها رساند و با استفاده از نارنجک، تانک دشمن را منفجر کرد که در اثر این انفجار محل عبور دیگر تانک ها بسته شد و خود نیز به شهادت رسید.
به دنبال نامگذاری هشتم آبان به عنوان روز بسیج دانش آموزی سازمانی به همین نام تشکیل شد و هم اکنون این سازمان با همکاری وزارت آموزش و پرورش در بیش از 50 هزار واحد آموزشی اقدام به تشکیل واحدهای مقاومت بسیج نموده و با جذب دانش آموزان به این واحدها بخش عظیمی از ارتش 20 میلیونی را تشکیل داده است.
در حال حاضر بیش از 4 میلیون دانش آموز دختر و پسر در دوره های ابتدایی، راهنمایی و متوسطه جذب بسیج دانش آموزی شده اند که بیش از 450 هزار نفر از آنان عضو فعال بسیج دانش آموزی هستند که مسئولیت هدایت و کنترل واحدهای خود را بر عهده دارند.
دفاع مقدس ملت نستوه ایران بستر طلوع و بالندگی چنان مجاهدانی بود که ره صد ساله را یک شبه طی کردند و به اسوه های اخلاقی و حماسی مردم ایران پیوستند. پس از پایان جنگ نیز نوجوانان و جوانان ایران اسلامی با تأسی به روحیه والای شهیدانی چون فهمیده در راه خودباوری و خداباوری بیش از پیش گام برداشتند، چنانکه موفقیت های دانش آموزان ایرانی در المپیادهای علمی و مسابقات بین المللی مؤید این مسئله است که آنان دارای روحیه جهادی در هر میدان و آزمونی هستند.

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود . علت ناراحتیاش را پرسید.
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم . سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت.
و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
چرا رنجیدی؟
خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.
اگر در راه کسی را میدیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
مسلم است که هرگز دلخور نمیشدم.آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.
به جای دلخوری چه احساسی مییافتی و چه میکردی؟
احساس دلسوزی و شفقت. و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم .
همه این کارها را به خاطر آن میکردی که او را بیمار میدانستی .آیا انسان تنها جسمش بیمار میشود؟
و آیا کسی که رفتارش نا درست است، روانش بیمار نیست ؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمیشود؟ بیماری فکری و روان نامش غفلت است.
و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد.
و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده.
بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است.
در بازگشت از كلیسا، جك از دوستش ماكس می پرسد: «فكر می كنی آیا می شود هنگام دعا كردن سیگار كشید؟»
ماكس جواب می دهد: «چرا از كشیش نمی پرسی؟»
جك نزد كشیش می رود و می پرسد: «جناب كشیش، می توانم وقتی در حال دعا كردن هستم، سیگار بكشم.»
كشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.»
جك نتیجه را برای دوستش ماكس بازگو می كند.
ماكس می گوید: «تعجبی نداره. تو سئوال را درست مطرح نكردی. بگذار من بپرسم.»
ماكس نزد كشیش می رود و می پرسد: «آیا وقتی در حال سیگار كشیدن هستم می توانم دعا كنم؟»
كشیش مشتاقانه پاسخ می دهد: «مطمئناً، پسرم. مطمئناً

درونگرا بودن به خودی خود منفی نیست، اما اگر درونگرایی، شما را از انجام کارها منع میکند یا در کار و زندگی شخصیتان مشکلی ایجاد میکند، باید تغییری در نحوه رفتارتان ایجاد کنید و اگر غیر از این باشد، شما میتوانید یک درونگرا باقی بمانید.
نویسنده کتاب درونگرایان، ۹ نکته را برمیشمارد که فرد درونگرا طی یک روز باید انجام دهد تا از موقعیت منفی کنونیاش بیرون آید و شرایط مثبتی را برای خود فراهم آورد.
اگر شما یک فرد درونگرا هستید، مطالب زیر را حتماً بخوانید:
۱) برای نوع شخصیتتان حق مشروعیت قایل شوید، زیرا دو نوع شخصیت وجود دارد: برونگرا و درونگرا.
۲) وقتی مردم از درونگرایان به عنوان افرادی عصبی یاد میکنند، آنها را از اشتباهشان مطلع سازید. درونگرایان عصبی نیستند، آنها تودار هستند!
۳) وقتی مردم افراد درونگرا را مستعد بیماری روانی میدانند، آنها را مطلع کنید و تاکید کنید که درونگرایان بیشتر از دیگران مستعد حالات روانی نیستند. دقت کنید وقتی یک فرد برونگرا استرس دارد پرخوری میکند، سیگار میکشد و بسیار خشن میشود، اما وقتی درونگراها استرس دارند، منزوی میشوند. این باعث روانی شدنشان نمیشود.تنها تفاوت ویژگی های شخصیتی است.
۴) وقتی مردم ادعا میکنند که درونگراها ضداجتماعیند، به آنها یادآوری کنید که اگر دیگران آن ها را مورد استقبال قرار دهند رفتارشان دوستانه و با محبت است.
۶) سعی کنید مهارت خوب گوش کردن را کسب کنید. شنونده خوب، ارزش بسیاری در خیلی از حیطهها از جمله کار و صنعت دارد.
۷) برای زمانی که ترجیح میدهید تنها باشید، عذرخواهی نکنید. تنها برای کسانی که اهمیت دارد توضیح دهید که درونگرایان برای سلامت احساسات و روانشان نیاز دارند که حداقل نیمی از اوقات را تنها باشند. اگر لازم بود بگویید که درونگرایی نوعی شناخته شده از انواع شخصیتهاست.
۸) درونگرایان شکست خورده نیستند! به خود افتخار کنید که در میان جمعی از درونگرایان بزرگ گذشته و حال قرار دارید. افرادی چون آلبرت انیشتین و ... !
۹) از کودکانی که در حضور شما به خاطر درونگرا بودن مورد تمسخر یا سوء برداشت قرار میگیرند، دفاع کنید. این به راستی یکی از راههای بسیار خوبی است که به آرامش خودتان و کودک درونتان کمک خواهد کرد.
گفتکو بامسئول غرفه نیجریه در هیجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن
راسخون:مسئول غرفه نیجریه در هیجدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن گفت: در دوره حیات امام خمینی(ره)، شیعیان کشور ما از ایشان تقلید میکردند، اما بعد از رحلت ایشان، حداقل 80 درصد شیعیان نیجریه، آیت الله خامنهای را به عنوان مرجع تقلید خود برگزیدهاند.
شعیب محمد افزود: مسلمانان نیجریه اعم از اهل سنت و شیعه احترام خاصی برای آیت الله خامنهای قایل هستند، به نحوی که در همه مراسم دینی و مذهبی و مراسم جشن و سرور خود از تمثالها و عکسهای امام خمینی(ره) و آیتالله خامنهای استفاده میکنند.
وی از رهبری و مسئولان جمهوری اسلامی ایران خواست تا شرایطی را فراهم سازند تا کتابها و آثار دانشمندان شیعه به اندازه کافی در اختیار شیعیان کشورش بویژه جوانان مشتاق به فرهنگ اهل بیت(ع) قرار گیرد تا به این وسیله نیازهای فکری و مطالعاتی شان در باره مکتب تشیع و اسلام ناب محمدی(ص) تامین شود.
این طلبه افزود: جوانان شیعه نیجریه امروز بشدت نیازمند مطالعه هر چه بیشتر در زمینه فرهنگ اهل بیت (ع) و فرهنگ تشیع هستند که جمهوری اسلامی ایران به راحتی می تواند این نیاز آنان را تامین کند.
وی گفت: یکی از نیازهای اساسی جوانان شیعه نیجریه که در زمان حاضر بشدت احساس می شود و قابل لمس است، تاسیس و راه اندازی یک مدرسه علمیه است.
کشور نیجریه تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران جمعیت شیعه نداشت و بعد از پیروزی انقلاب یکی از جوانان نیجریه ای به نام «ابراهیم زکزکی» که در اروپا و در رشته حقوق مشغول به تحصیل بود، در دیداری با امام خمینی (ره) در پاریس، بشدت تحت تاثیر شخصیت ایشان قرار گرفت و به مذهب تشیع گروید. امام خمینی(ره) در آن دیدار یک جلد کلام الله مجید به زکزکی هدیه میکند و از او خواست تا مردم کشورش را به عمل به کتاب خدا دعوت کند.
شیخ ابراهیم زکزکی که امروز به عنوان رهبر شیعیان نیجریه شناخته می شود، سه سال پیش و در جریان برگزاری اجلاس سالانه مجمع جهانی اهل بیت (ع) گفته بود که اکنون پنج میلیون شیعه در نیجریه زندگی میکنند و جمعیت آنها با سرعت در حال افزایش است.